1404-10-03 ساعت: ۱۷:۲۳
شناسه : 623
بازدید 36
2
در تحصیل و یادگیری علوم دینی مقاصدی نهفته است که در این مطلب به بررسی و توضیح این موارد می پردازیم
ارسال توسط : نویسنده : چالمه منبع : چالمه
پ
پ

در تحصیل و یادگیری علوم دینی مقاصدی نهفته است که در این مطلب به بررسی و توضیح این موارد می پردازیم.

  • تحقیق و پژوهش

اجتهاد و استنباط: شامل پژوهش های گوناگون و مطالعات میان‌رشته‌ای و تصحیح متون

  • تدریس

آموزش در دروس سطح و خارج حوزه و دانشگاه‌ها و مراکز علمی.

آموزش‌های عمومی (کلاس‌های فرهنگی، جلسات پرسش و پاسخ برای عموم).

تربیت طلاب و شاگردپروری.

  • تألیف

نگارش کتب درسی (حوزوی یا دانشگاهی).

تألیف آثار تحقیقی (تخصصی، میان‌رشته‌ای، یا موضوعات کاربردی).

تصحیح نسخه‌های خطی، فهرست‌نگاری، نسخه‌شناسی.

بازنویسی و بازسازی آثار گذشتگان (تهذیب، تلخیص، شرح و حاشیه).

تولید محتوای جدید برای نیازهای روز (کتب تربیتی، اجتماعی، پاسخ به شبهات).

  • تبلیغ

تبلیغ سنتی (منبر، مسجد، محراب).

تبلیغ در ارگان‌ها و نهادها (ادارات، سازمان‌ها، پادگان‌ها، دانشگاه‌ها).

تأسیس و اداره مجموعه‌های فرهنگی، هنری، رسانه‌ای.

حضور در فضای مجازی (شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوای دیجیتال).

تبلیغ بین‌الملل (زبان‌آموزی، ارتباط با جوامع مسلمان و غیرمسلمان).

 

این چهار مقصد، مقاصد اصلی هستند، و هر کس با توجه به استعداد، علاقه و شرایط می‌تواند در یک یا چند شاخه حرکت کند. در واقع، خیلی وقت‌ها ترکیبی از این‌ها با هم پیش می‌رود:

  • یک محقق، همزمان مدرس هم هست.
  • یک نویسنده، گاهی کار تبلیغی هم انجام می‌دهد.
  • یک مبلغ موفق، برای اثرگذاری بیشتر ناگزیر از مطالعه و پژوهش است.

در مباحث پیش رو، بیشتر پیرامون مسیر علمی سخن می‌گوییم و مقصود ما همان مسیری است که از ابتدای تحصیلات حوزوی ــ تحصیلات متعارف و فعلی را عرض می‌کنم ــ آغاز می‌شود و تا رسیدن به مرتبه‌ی ملکۀ اجتهاد یا تخصص در علوم مختلف حوزوی ادامه پیدا می‌کند. آن بخش‌هایی که در میانه‌ی این مسیر لازم باشد، ان‌شاءالله در ضمن مباحث توضیح داده خواهد شد.

بنابراین باید دانست که کسی که تصمیم دارد عمر خود را در مسیر تحصیلات علمی بگذراند و به‌عنوان یک مجتهد، محدّث یا پژوهشگر ایفای نقش کند، باید از همان ابتدا تصویر روشنی از جایگاه و دسته‌بندی علوم حوزوی داشته باشد.

در زمان ما، علوم حوزوی به سه بخش کلّی تقسیم می‌شوند:

1. علوم بِنائی (اصلی)

این دسته، ستون‌های مناره های علمی حوزه را تشکیل می‌دهند و شامل علومی همچون فقه، تفسیر، تاریخ، اخلاق و کلام هستند. به تعبیر دیگر، این‌ها مقاصد نهایی و اهداف اصلی در فراگیری معارف حوزوی‌اند.

2. علوم زیربنائی

این علوم، پشتوانه و زمینه‌ساز علوم بنائی‌اند. بخشی از آن‌ها نسبت به همۀ علوم لازم و عمومی‌اند و بخشی دیگر نسبت به علوم خاصّ، نقش پررنگ‌تری دارند. به بیان دیگر، برخی از علوم زیربنائی در تقویت و فهم همۀ علوم بنائی دخالت دارند، و برخی دیگر تأثیرشان تنها در بخشی از آن علوم آشکار می‌شود.

3. علوم جانبی

این دسته بیشتر نقش کمکی و تکمیلی دارند. ممکن است یک طلبه به‌طور مستقیم به آن‌ها نیاز مبرم نداشته باشد، امّا در مسیر رشد علمی و پژوهشی، به‌عنوان ابزار یا یاری‌رسان در فهم بهتر مسائل، کارایی فراوانی پیدا می‌کنند.

بنابراین یک طالب علم باید بداند که همۀ این علوم، با درجات متفاوت، در مسیر علمی او دخیل هستند و دامنۀ تأثیرگذاری آن‌ها یکسان نیست. برخی علوم زیربنائی، نقش بنیادین‌تری در فهم و پیشبرد علوم بنائی دارند و برخی دیگر تأثیر محدودتری دارند.

علوم زیربنائی آن دسته از علومی هستند که نقش پشتیبان و تقویت‌کننده برای علوم بِنائی دارند و بدون آن‌ها فهم دقیق متون دینی و استنباط احکام دشوار یا حتی ناممکن می‌شود. این علوم عبارت‌اند از:

1. علم صرف: دانشی که به ساخت کلمات و هیئت‌های مختلف آن‌ها می‌پردازد و امکان تشخیص اصل و ریشه ی هر کلمه را ایجاد می کند.

2. علم نحو: دانشی که قواعد ترکیب کلمات و جملات را بیان می‌کند و اعراب و بناء کلمات را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.

3. علم لغت: دانشی که به معنای واژگان و ریشه‌های لغوی می‌پردازد و کمک می‌کند مقصود دقیق الفاظ قرآن و حدیث روشن شود.

4. علم بلاغت: دانشی که ظرافت‌های بیان، زیبایی ها و شیوه‌های تأثیرگذاری زبان را آشکار می‌سازد.

5. علم حدیث: دانشی که متن و محتوای روایات معصومین(ع) را بررسی می‌کند و محور بسیاری از مباحث فقهی و کلامی است.

6. علم رجال: دانشی که به بررسی راویان احادیث و میزان اعتبار آن‌ها می‌پردازد و در اعتبارسنجی روایات نقش اساسی دارد.

7. علم اصول فقه: دانشی که قواعد استنباط و روش‌شناسی استخراج احکام شرعی را سامان می‌دهد و کلید اجتهاد به‌شمار می‌آید.

این علوم هر یک به نوعی زیربنای فهم و تحقیق در علوم بِنائی‌اند، و بدون تسلط نسبی بر آن‌ها، راه اجتهاد و پژوهش عمیق در معارف اسلامی هموار نمی‌شود.

علوم جانبی

علوم جانبی شامل چند علم است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

1. علم منطق

2. علم درایة‌الحدیث

 

قبل از ورود به مباحث مربوط به روش‌های فراگیری هر علم، لازم است بدانیم که یک‌سری قواعد کلّی و عام وجود دارد که باید در تمام مراحل یادگیری به‌کار گرفته شوند. این قواعد، که از آن‌ها به «قواعد عامّه» تعبیر می‌شود، به منزله‌ی اصول مشترکی هستند که هر طالب علمی ناگزیر از رعایت آن‌هاست. در ادامه، به بیان و بررسی این قواعد می‌پردازیم.

 

قاعده‌ی اوّل: اعتقاد راسخ به فضیلت ذاتیه، برای علم

نخستین قاعده در مسیر تحصیل این است که دانش‌پژوه بداند علم فی‌نفسه دارای فضیلت و مطلوبیت ذاتی است. ارزش علم در این نیست که ما را به مال یا مقام یا شهرت برساند. به تعبیر دیگر، علم نه به خاطر آثار دنیوی‌اش، بلکه به جهت حقیقت و ذاتش شریف است.

خدای متعال در قرآن کریم، برای بیان این جایگاه والا فرموده است:

﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾ (زمر/۹)

«آیا آنان که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟»

 

﴿يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ﴾ (مجادله/۱۱)

«خداوند اهل ایمان را و آنان را که بهره‌ای از علم دارند، را بالا می برد.»

در روایات نیز آمده است:

«إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ»

«عالمان وارثان پیامبران‌اند.»

 

هر آن کو ز دانش برد توشه‌ای

جهانی است بنشسته در گوشه ای

پس بر دانش‌پژوه لازم است قبل از هر چیز، به عظمت و جایگاه علم معرفت یابد و هیچ‌گاه این مقام را به حدّ وسیله‌ای برای امور دنیوی تقلیل ندهد. علم، در ذات خود نور است، و جوینده‌ی آن در حقیقت در پی کمال حقیقی نفس خویش است.

قاعده‌ی دوّم: نیت صحیح در تحصیل علم

 

قاعده‌ی دوم آن است که طالب علم باید نیت خود را در مسیر فراگیری دانش خالص کند. اگر تحصیل علم برای خداوند متعال باشد، این علم برکت می‌یابد و راه انسان را به مراتب عالیه‌ی قرب الهی می‌گشاید. اما اگر نیت، آمیخته با خودنمایی، فخر فروشی و جلب توجه مردم باشد، علم نه تنها سودی ندارد بلکه وبال گردن خواهد شد.

 

در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده است:

«مَن تَعَلَّمَ العِلمَ لِيُمارِيَ بِهِ السُّفَهاءَ، أو يُباهيَ بِهِ العُلماءَ، أو يَصرِفَ وجوهَ النّاسِ إليه، فَليَتَبَوَّأ مَقعَدَهُ مِنَ النّار»

«کسی که علم بیاموزد برای اینکه با نادانان جدال کند، یا بر علما فخر بفروشد، یا توجه مردم را به سوی خود جلب کند، جایگاهش در آتش است.»

 

و در روایت دیگری آمده است:

«مَن تَعَلَّمَ لله، وعَمِلَ لله، وعَلَّمَ لله، دُعِيَ في مَلَكوتِ السّماواتِ عَظيماً»

«هر کس برای خدا علم بیاموزد، و برای خدا عمل کند، و برای خدا تعلیم دهد، در ملکوت آسمان‌ها به بزرگی یاد می‌شود.»

 

التجاء و تضرع به درگاه الهی و توسل به ذوات مقدسه ی اهل البیت علیهم السلام خصوصا توسل به باب علم پیغمبر حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در افزایش فهم و درک علوم و تسهیل و تسبیب امورات مربوط به دانش اندوزی به شدت راهگشاست. طالب علم باید بداند که رزق او ضمانت شده است و اگر به طلب علم بپردازد رزق او من حیث لایحتسب به دستش خواهد رسید.

بنابراین، علاوه بر قاعده‌ی نخست ـ که شناخت فضیلت و حقیقت علم بود ـ قاعده‌ی دوم آن است که طالب علم باید نیت خود را پاکیزه گرداند و بهترین نیت در این راه، قصد قرب الهی و رضای خدای متعال است. دوری از محرمات الهی و اجتناب از مکروهات در حد توان و اتیان به مستحبات موکده و خصوصا عبادات سحر و نماز شب به عمر و وقت و علم شخص برکت می دهد.

قاعده‌ی سوّم: رعایت ظرفیت ذهن و پرهیز از تشتّت در تحصیل

یکی از ویژگی‌های ذهن انسان این است که نمی‌تواند در بازه ی زمانی واحد به شکل کامل در عرصه‌های گوناگون متمرکز شود. هر دانش، میدان و روحیه‌ی مخصوص به خود را دارد:

برخی علوم در محدوده‌ی حفظیات‌اند (مانند تاریخ).

برخی در قلمرو علوم عقلی جای می‌گیرند (مانند کلام و اصول فقه ).

و برخی دیگر در حوزه‌ی علوم طبیعی و تجربی و غیرهما قرار دارند.

 

ذهن آدمی، اگر بخواهد در چند عرصه‌ی کاملاً متفاوت به‌طور هم‌زمان مشغول شود، دچار پراکندگی می‌شود و در هیچ‌کدام به عمق و تسلّط نخواهد رسید.

اساتید قدیم برای تأکید بر این معنا می‌گفتند:

«یک درس کم است و دو درس زیاد.»

یا بعضی می‌فرمودند: «دو درس کم است و سه درس زیاد.»

 

مرادشان این بود که بهترین حالت برای طالب علم آن است که با حوصله و مداومت، روی یک دانش متمرکز شود و تا زمانی که به نتیجه‌ی مطلوب نرسیده، سراغ دانش دیگری نرود.

حال اگر احیاناً خواست دو علم را هم‌زمان بیاموزد، باید مراقب باشد که سنخ آن دو علم متقارب باشد؛ مثلاً هر دو در حوزه‌ی حفظیات باشند یا هر دو در قلمرو معقولات. اما اگر علوم متباین را با هم شروع کند ـ مثلاً تاریخ بخواند و هم اصول فقه ـ غالباً در هیچ‌کدام توفیق جدّی نخواهد یافت.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.