1404-10-03 ساعت: ۱۷:۰۴
شناسه : 614
بازدید 55
0
یکی از مسائل بنیادین در زندگی علمیِ یک طلبه، انتخاب مسیر صحیح در تحصیل و به‌کارگیری روش‌های کارآمد در یادگیری و پژوهش است. در این مطلب به بررسی این موضوع میپردازیم.
ارسال توسط : نویسنده : چالمه منبع : چالمه
پ
پ

یکی از مسائل بنیادین در زندگی علمیِ یک طلبه، انتخاب مسیر صحیح در تحصیل و به‌کارگیری روش‌های کارآمد در یادگیری و پژوهش است. تجربه نشان داده است که موفقیت در عرصه‌ی علوم دینی، بیش از آنکه به استعداد فردی وابسته باشد، به شیوه‌ی درس‌خواندن، نظم در برنامه، بهره‌گیری درست از اساتید، و استمرار در تلاش علمی مرتبط است.
در سال‌های گذشته، گروهی از طلاب و دانش‌پژوهان دغدغه‌مند، این پرسش را مطرح کردند که:
«راه و روش مناسب در تحصیلات حوزوی کدام است و چگونه می‌توان از فرصت‌های علمی بهره‌ی بیشتری برد؟»
در پاسخ به این پرسش‌ها، مجموعه‌ای از مباحث در چند نشست ارائه گردید. بخش عمده‌ای از این مباحث برگرفته از تجربیات شخصی نگارنده در مسیر تحصیل بوده و بخش دیگر، نکاتی است که از اساتید بزرگوار و توصیه‌های علمای سلف فرا گرفته شده است. با توجه به درخواست مکرر دوستان و به پیشنهاد مسئول محترم جمع، این مطالب به صورت مکتوب گردآوری شد تا به‌عنوان راهنمایی مقدماتی در اختیار طالبان علم قرار گیرد.
این نوشته قصد ندارد جایگزین تجربه‌ی مستقیم یا رهنمودهای استادان برجسته گردد، بلکه هدف آن است که به‌عنوان نقشه‌ی راهی ابتدایی، مسیر را برای طلاب تازه‌وارد روشن‌تر سازد و برخی خطاهای رایج را کاهش دهد. امید است که مطالعه‌ی این یادداشت‌ها بتواند برای جویندگان علم سودمند باشد و انگیزه‌ی آنان را در مسیر پرثمر علوم دینی تقویت نماید.
در پایان، وظیفه‌ی خود می‌دانم از استادان ارجمندی که با ارشاد و راهنمایی‌های خود چراغ راه ما بوده‌اند، یاد کنم و از خداوند متعال می‌خواهم که بزرگان گذشته را غریق رحمت خویش فرماید و اساتید در قید حیات را در پناه لطف خود محفوظ بدارد.

تعیین مقصد و هدف در مسیر تحصیل
یکی از نخستین گام‌ها در برنامه‌ریزی تحصیلی و ترسیم مسیر زندگی طلبگی، تعیین مقصد و هدف نهایی است. طلبه اگر نداند قرار است در نهایت به چه نقطه‌ای برسد، طبیعی است که در انتخاب مسیر، دروس، و حتی استاد دچار سردرگمی خواهد شد.
انسان وقتی مقصد خود را بشناسد، می‌تواند مسیر رسیدن به آن را با دقت طراحی کند. اما اگر مقصد مبهم باشد، انتخاب راه نیز ممکن نخواهد بود؛ زیرا راه تنها در پرتو مقصد معنا پیدا می‌کند.
از این‌رو، در مرحله‌ی نخست لازم است طلبه با خود بیندیشد و بپرسد:
من در پایان مسیر تحصیلم به چه جایگاهی باید برسم؟
هدف اصلی من از ورود به حوزه چیست؟
آیا قصد دارم به تخصص علمی در یک رشته‌ی خاص (فقه، اصول، فلسفه، تفسیر و …) دست پیدا کنم؟
یا می‌خواهم در آینده به تبلیغ و هدایت مردم بپردازم؟
یا رسالت من بیشتر در عرصه‌ی پژوهش و تولید فکر خواهد بود؟
پس از روشن شدن مقصد، می‌توان برای طی مسیر برنامه‌ریزی کرد؛ هم در انتخاب دروس، هم در تقسیم‌بندی زمان، و هم در تعیین اولویت‌ها.
اما پرسش اصلی اینجاست: تعیین مقصد بر اساس چه معیارهایی باید صورت گیرد؟
معیار دینی و الهی: هدف باید در راستای رضای الهی و خدمت به دین باشد، نه صرفاً رسیدن به جایگاه اجتماعی یا موقعیت دنیوی.
شناخت استعداد فردی: هر طلبه باید توانایی‌ها و علاقه‌های خود را بشناسد و متناسب با آن مقصد خود را برگزینند.
نیازهای زمان و جامعه: انتخاب هدف باید در پیوند با نیازهای واقعی جامعه اسلامی باشد؛ چه بسا علمی که امروز نیاز امت است، ارزشمندتر از ده‌ها سال تحصیل در موضوعی دیگر باشد.
توصیه‌ها و رهنمودهای استادان: استادان باتجربه می‌توانند در تشخیص مقصد درست راهنمایی کنند.
امکان‌پذیری و واقع‌گرایی: مقصد باید متناسب با شرایط واقعی فرد باشد؛ تعیین اهداف غیرواقعی یا خارج از توان، سبب دل‌زدگی و ناکامی خواهد شد.
بنابراین، روشن شدن هدف و مقصد، نخستین کلید موفقیت در تحصیل علوم دینی است.

معیارهای تعیین هدف در تحصیل علوم دینی:
برای تعیین مقصد و هدف در مسیر طلبگی، صرفاً اشتیاق اولیه کافی نیست. انتخاب هدف باید بر اساس شاخص‌ها و معیارهای روشن صورت گیرد. مهم‌ترین این معیارها عبارت‌اند از:

استعداد فردی
هر طلبه باید توانایی‌های علمی و ذهنی خود را بشناسد. برخی استعداد ویژه در مباحث استدلالی و عقلی دارند، برخی قدرت تحلیل فقهی بالاتری دارند، و برخی دیگر در زمینه‌ی بیان و انتقال مفاهیم موفق‌ترند. شناخت استعداد، از هدر رفتن عمر در مسیری نامتناسب جلوگیری می‌کند.

روحیات و ویژگی‌های شخصیتی
تفاوت‌های فردی در روحیات، بر موفقیت در رشته‌های علمی اثر مستقیم دارد. طلبه‌ای که روحیه‌ی آرام، صبور و اهل دقت دارد، در تحقیقات عمیق علمی موفق‌تر است. در مقابل، طلبه‌ای که پرانرژی، اجتماعی و اهل ارتباط است، در عرصه‌ی تبلیغ و تربیت تأثیر بیشتری خواهد داشت.

شرایط محیط پیرامونی
محیط خانواده، شرایط اجتماعی و حتی امکانات منطقه‌ی زندگی، در انتخاب مقصد نقش دارد. گاهی محدودیت‌ها یا فرصت‌های خاص، مسیر انسان را تغییر می‌دهد. طلبه باید واقع‌بینانه شرایط پیرامون خود را لحاظ کند.

علاقه‌ها و سلیقه‌های شخصی
علاقه موتور محرک تلاش‌های علمی است. اگر هدف انتخاب‌شده با ذوق و علاقه‌ی درونی همراه نباشد، استمرار در مسیر دشوار خواهد شد.

نیازهای جامعه
مهم‌ترین معیار در تعیین هدف، توجه به نیازهای واقعی جامعه اسلامی است. چه بسا فرد استعداد و علاقه‌ی بالایی در موضوعی داشته باشد، اما اگر آن علم در جامعه مورد نیاز فوری نباشد، ارزش کار او کاهش می‌یابد. برعکس، انتخاب مسیری که پاسخ‌گوی نیاز امت اسلامی باشد، سبب برکت در عمر و علم خواهد شد.

پس بر پایه‌ی این پنج معیار، طلبه می‌تواند مقصد خود را با دقت بیشتری انتخاب نماید.

شاخصه اول: استعداد فردی

یکی از نخستین و کلیدی‌ترین مراحل در تعیین مسیر تحصیل، شناخت استعداد فردی است. بهترین راه برای پی بردن به استعداد، قرار گرفتن در محک یک استاد با تجربه است. طلبه می‌تواند نزد استادی برود و صادقانه عرضه کند:

> «استاد محترم، به نظر شما من در کدام زمینه استعداد بیشتری دارم؟ آیا توانایی تدریس دارم؟ یا استعداد تحقیق و تألیف دارم؟ یا در عرصه‌ی تبلیغ و هدایت مردم موفق‌تر خواهم بود؟»

 

تشخیص استعداد از طریق مشورت با استاد، بسیار ارزشمند است، زیرا استاد با تجربه‌ی خود می‌تواند قابلیت‌ها و نقاط قوت طلبه را بهتر ببیند و مسیر مناسب را پیشنهاد کند.

شاخصه دوم: روحیات و ویژگی‌های شخصیتی

در حالی که استعداد را می‌توان با کمک استاد شناخت، روحیات و ویژگی‌های شخصیتی را هر فرد بهتر از دیگران می‌تواند تشخیص دهد. طلبه باید با خود تأمل کند و پاسخ دهد:

آیا من شخصیتی اهل نشستن در حجره و مطالعه‌ی عمیق دارم و از کارهای متعالی و نوشتن لذت می‌برم؟

یا بیشتر اجتماعی هستم و دوست دارم در جوامع مختلف حضور داشته باشم و با مردم در ارتباط باشم؟

از آنجایی که هر انسانی با خود نزدیک‌تر و صادق‌تر است، شناخت روحیات شخصی بهترین راهنمای انتخاب مسیر است. پس از شناخت روحیات، فرد می‌تواند با استادی که به او اعتماد دارد مشورت کند و بگوید:

> «استاد، چنین روحیاتی دارم، به نظر شما در چه عرصه‌ای بهتر می‌توانم موفق شوم؟»

شاخصه سوم: شرایط محیط پیرامونی
یکی دیگر از شاخصه‌های مهم در تعیین مسیر تحصیل و انتخاب هدف، شرایط محیط پیرامونی است. منظور از این شاخصه، وضعیت خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و امکاناتی است که طلبه در آن زندگی می‌کند.
یکی از مسائل اساسی در این زمینه، دغدغه‌های مالی و معیشتی است. طبیعی است که طلبه‌ای که در تأمین معاش خود با مشکل جدی روبه‌روست، ناچار است بخش زیادی از وقت و انرژی خود را صرف رفع این نیاز کند. این دغدغه‌ها می‌توانند تمرکز فکری او را کاهش دهند و مانع از صرف وقت کافی برای تحقیق، مطالعه و تعالیف علمی شوند.
اما شرایط محیط پیرامونی تنها به مسائل مالی محدود نمی‌شود. دغدغه‌های فکری دیگر مانند مشکلات خانوادگی، بیماری‌های خود یا اعضای خانواده، فشارهای اجتماعی، یا چالش‌های روحی و روانی نیز می‌توانند بر توان علمی طلبه تأثیرگذار باشند. این نوع دغدغه‌ها ذهن او را درگیر می‌کنند و از تمرکز لازم برای تحقیق، مطالعه و حضور فعال در درس می‌کاهند.
در نقطه مقابل، طلبه‌ای که از نظر معیشت و سایر دغدغه‌های فکری در وضعیت نسبتا آرام و پایدار قرار دارد، می‌تواند با ذهنی آزاد و آرامش خاطر، وقت و انرژی خود را به مسیر علمی و پژوهشی اختصاص دهد. چنین فردی در عرصه‌ی تحقیق، تألیف و فعالیت‌های علمی فرصت بیشتری برای پیشرفت دارد و احتمال موفقیت او نسبت به کسی که درگیر مشکلات متعدد است، بالاتر خواهد بود.
بنابراین، شناخت دقیق شرایط محیطی و توجه به موانع و فرصت‌ها، یکی از گام‌های مهم در برنامه‌ریزی تحصیلی و تعیین مسیر زندگی طلبه است. این شناخت به او کمک می‌کند که برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و عملی داشته باشد و از اتلاف وقت و انرژی در مسیرهایی که برای او دشوار یا غیرممکن است، جلوگیری کند.

ممکن است برخی افراد بپرسند: «اما در زندگی بزرگان دیده‌ایم که برخی در سال‌های اول تحصیل استعداد شایانی نداشتند، یا از نظر شرایط محیطی و معیشتی در وضعیت دشواری بودند، با این حال موفق شدند. آیا این بدان معنا نیست که شرایط محیطی و استعداد چندان اهمیت ندارد؟»
پاسخ این است که ما منکر این قضیه نیستیم. تجربه نشان داده است که مواردی از این دست وجود دارد و برخی افراد نادر توانسته‌اند با تلاش، ممارست، انس با علم و صبر بر سختی‌ها، به موفقیت‌های بزرگ دست یابند.

اما نکته بسیار مهم این است که چنین نمونه‌ها استثنا و نادر هستند. اکثر طلابی که در مسیر تحصیل و تحقیق موفق می‌شوند، یا از استعداد مناسب برخوردارند، یا شرایط محیطی نسبتا مساعد دارند، یا هر دو را در کنار تلاش و استمرار تجربه می‌کنند.
به عبارت دیگر، تلاش و پشتکار اهمیت بالایی دارد، اما اگر شخص در شرایط محیطی بسیار سخت و با کمبود استعداد وارد مسیر شود، احتمال موفقیت بسیار پایین‌تر است و نمونه‌های موفق در این شرایط، جزو استثناهای نادر محسوب می‌شوند.
لذا برای برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و عملی، لازم است طلبه وضعیت استعداد و شرایط محیطی خود را دقیق بشناسد و بر اساس آن مسیر علمی و تحصیلی خود را تنظیم کند. این شناخت، به او کمک می‌کند از اتلاف وقت و انرژی در مسیرهای غیرممکن جلوگیری کند و احتمال موفقیت در مسیر انتخابی خود را افزایش دهد.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.